فصل نوزدهم‌


عصر يامبليخوس‌
(نيمهٴ اول سدهٴ چهارم‌)

الف‌. نظري به علم در نيمهٴ اول سدهٴ چهارم‌. ب‌. زمينهٴ ديني‌. ج‌. فلسفهٴ هندي‌، هلنيستي‌، لاتيني و چيني‌. د. رياضيات و نجوم هلنيستي و رومي‌. ه . فيزيك و شيمي هلنيستي و چيني‌. و. مزرعه‌داري رومي‌. ز. طب هلنيستي و چيني‌. ح‌. تاريخ‌نويسي هلنيستي‌. ط. قانون رومي‌. ي‌. زبان‌شناسي چيني‌، گوتي‌، لاتيني‌، و مصري‌.

الف‌. نظري به علم در نيمهٴ اول سدهٴ چهارم‌

1. اگر زمان خالكيديوس محقق‌تر از اين بود، بي‌شك اين فصل به نام او مي‌شد. ولي از آنجا كه زمان او متكي بر حدس و گمان است‌، چاره‌اي نيست جز اين كه اين عصر را به نام‌ يامبليخوس بناميم‌. مسلماً يامبليخوس يك دانشمند حقيقي نبود، بلكه برعكس متفكر عارف‌مسلكي بود كه او را صاحب كرامات مي‌دانستند.
با اين حال‌، او بهترين معرف جنبهٴ هلني عصر خويش بود، هم‌چنان كه خالكيديوس بهترين‌ معرف جنبهٴ لاتيني آن به شمار مي‌رفت‌؛ هر دو تن تقريباً در سطح فكري مشابهي قرار داشتند.
هر دو از درك خصلت حقيقي علم عاجز ماندند، گرچه هر دو عميقاً بدان علاقه داشتند.

2. زمينهٴ ديني‌. در آغاز اين قرن حادثه‌اي اتفاق افتاد كه براي تاريخ آيندهٴ جهان اهميت‌ چشم‌گيري داشت (حدود 315 تا 320) -- و آن پيدايش ديرنشيني مسيحي بود. پيش از اين‌ تاريخ پارسايان و راهبان مسيحي به وسيلهٴ قديس آنتوني هدايت مي‌شدند، ولي قديس‌ پاخوميوس نخستين دير واقعي مسيحي را، يعني يك فرقهٴ ديني مسيحي‌، ايجاد كرد. پيش از پايان‌ اين قرن صور گوناگون رهبانيت مسيحي در سرتاسر امپراتوري روم پديدار شد. شورايي كه به وسيلهٴ امپراتور قسطنطين در 325 در نيقيه منعقد شد، ديانت كاتوليكي را تعريف و از محكوميت آيين‌ آرياني پشتيباني كرد، ولي پس از مرگ قسطنطين در 337 آريانيگري براي مدت كوتاهي آموزهٴ